Archive for سپتامبر, 2008

عطاران و کلکسیونی از تکرار

سپتامبر 19, 2008

با شروع ماه رمضان بازار فیلم های بعد ازافطار هم داغ می شود رضا عطاران یکی از آن دسته

کارگردان هایی است که توانسته با استفاده از طنز های اجتماعی عوام پسند برای خودش در این

 میان جایی باز کند.

البته ناگفته روشن است که انگار  رضا عطاران غیر از همین سبک طنز یعنی یک خانواده ی سنتی که با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند و در این میان تکیه کلام های علی صادقی و بازی حمید لولایی که هنوز هم رنگ زیر آسمان شهر غفوریان را دارد ، می تواند مخاطبی خسته که منتظر لحظاتی شادی است را راضی کند.اما به نظر می رسد عطاران به شدت از کمبود سوژه رنج می برد .چون در این اثر هم مانند فیلمهای قبلی اش تنها سعی دارد با استفاده از چهره های سرشناس سیما  و این بار حتی به قیمت تکرار ترانه های خواننده های لوس آنجلسی و با استفاده از بهترین زمان پخش عنوان بهتری فیلم رمضان را از آن خود کند.

 البته نمی توان از نکات مثبت آن هرچند کوچک گذشت.(عیب می جمله بگفتی هنر ش نیز بگو) شاید تنها  نکته ای به نظرم در این سریال خوب به آن پرداخته شده  و  عینک طنز به آن نگاه شده است موضوع اعتیاد است ، عطاران در نقش یک معتاد که همسرش را هم به این خاطر از دست داده است ظاهر شده است ، شاید این که عطاران  اعتیاد را در زندگی به این سادگی نشان می دهد و  از چیز کشیدن حرف می زند برای مخاطب کمی غریب باشد اما او توانسته است  فردی را به تصویر بکشد که  شاید به خاطر فقر فرهنگی دچار اعتیاد شده است.

پرسشی که اینجا مطرح است این است که عطاران تا کی با طنز عوامانه و مردم پسند لبخند را بر لبهای مردم خواهد نشاند ؟ و آیا مخاطب عام باز هم به صرف تکیه کلام و شوخی های کلامی  باز هم با او رابطه برقرار خواهد کرد ؟  اینجاست که به شبهای برره ی مهران مدیری راضی می شویم…

مي خواهم آزاد بنويسم…

سپتامبر 19, 2008

بعد از وبلاگ  نانوشته هاي يك مداد سفيد كه بيشتر ادبي و شخصي بود اينجا مي خوام راحت باشم و براي دل خودم بنويسم ..